
خدایا تا سلامت بودم قدرشو ندونستم
این روزا که درد دارم این روزا که نمیتونم راحت بخوام
قدر راحت راه رفتن نشستنو راحت خوابیدنو میدونم
چقدر سخته خوابت بیاد و خسته باشی و نتونی یه لحظه چشاتو بزاری روهم
چقدر سخت همیشه شادو سرحال بری اینورو انور ولی حالا رنجورو مریض بمونی کنار خونه
وای خدا ارامش روبهم برگردون میخوام یه لحظه راحت بخوابم
دوست دارم خدا برای همه اون چیزایی که ما ندیدیم ونخواهیم دید
وقتی بیماری میفهمی نعمت راه رفتن یعنی چی
وقتی روی تخت بیمارستان میلیمتری حرکت میکنی میگی خداروشکر تونستم حرکت کنم
وای خدا چقدر تو مهربونی چقدر مهربونی این همه نعمت دورو برم بودو نمی دیدم
خدایا ارامشمو میخوام بهم برگردون
خدایا همه بیمارا رو شفابده
سفری دیگر...
ما را در سایت سفری دیگر دنبال میکنید
برچسب: نویسنده: محمدی بازدید: 241 تاريخ: پنجشنبه 26 مرداد 1391 ساعت: 10:52